ایکنا به انگیزه بازخوانی ترجمه کلام خدا، پای سخن استاد کوشا، پرکارترین مترجم قرآن در روزگارمان نشست.
به گزارش وبگاه اطلاعرسانی استاد کوشا به نقل از ایکنا، قرآن کریم مهمترین منبع برای بررسیها و پژوهشهای اسلامی است. از آغاز نگارش قرآن تاکنون در مدت ۱۴ سده، مسلمانان به آموختن و آموزاندن آن پرداخته و بر محور آن بررسیهای گوناگونی را گسترش دادهاند. به طوری که قرآن را میتوان یکی از پرترجمهترین کتابها دانست. ترجمه این کتاب با اهداف و اغراض گوناگونی از سوی مسلمانان و همچنین پیروان دیگر ادیان رخ داده است و این رویکرد همچنان رو به توسعه است.
برخی روحانیان مسلمان در گذشته بر این باور بودند که ترجمه قرآن به زبان دیگری جایز نیست؛ اما سالهاست در آن اختلافی نیست و اهالی دین، ترجمه قرآن و دیگر کتب اسلامی را از مصادیق «راهنمایی دینی» دیگران میدانند. این در حالی است که ترجمه قرآن را نمیتوان با قرآن یکی دانست. چنانکه بیشتر مترجمان مدعی شدهاند که «نه میتوان لطافت و قوت عربی آن را حفظ کرد و نه مفاهیم و رموزش را منتقل کرد.
با این مقدمه باید گفت؛ زبان فارسی اولین و قدیمیترین زبانی است که قرآن کریم به آن ترجمه شد. نخستین ترجمه را ترجمه آیاتی از قرآن در نامه پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) به خسرو پرویز میدانند و قدیمیترین مترجم را نیز جناب سلمان فارسی.
گفتهاند که سلمان فارسی «بسم الله الرحمن الرحیم» را به «به نام یزدان بخشاینده» ترجمه کرده است و به اعتقاد برخی، او برای نخستین بار سوره حمد را به فارسی ترجمه کرد.
در ایران مترجمان بسیاری با کوشش و جهد در فهم آیات الهی تلاش کردهاند که فهم پیام قرآن را برای مخاطب فارسیزبان ساده کنند. از مهمترین مترجمان قرآن به زبان فارسی میتوان به؛ ابوالقاسم پاینده، مهدی الهی قمشهای، آیتالله نعمتالله صالحی نجفآبادی، بهاءالدین خرمشاهی، محمدمهدی فولادوند، سیدعلی موسوی گرمارودی، حسین استاد ولی، آیتالله ناصر مکارم شیرازی، حجتالاسلام محمدعلی کوشا و… اشاره کرد.
ایکنا به انگیزه بررسی جایگاه مترجم قرآن و همچنین نقش ترجمه مطلوب آیات الهی و خدمت آن به جامعه انسانی برای ساخت زندگی قرآنی به گفتوگو با استاد محمدعلی کوشا، استاد حوزه و دانشگاه و مترجم قرآن نشسته است.
حجتالاسلام والمسلمین محمدعلی کوشا، متولد اول فروردین ۱۳۳۱ در بیجار؛ مجتهد، فقیه، مفسر و مترجم قرآن، مدرس سطوح عالی حوزه و قرآنپژوه معاصر است. عمده فعالیتهای کوشا در حوزه تفسیر و بهویژه ترجمه قرآن بوده است. او با نقد و بررسی حدود ۲۰۰ ترجمه قرآن، پرکارترین منتقد در حوزه ترجمه قرآن است و همچنین پایهگذار آموزش پیشرفته فن ترجمه قرآن در حوزه علمیه است. نام او طی دهه اخیر متبادر کوشایی مدام در امر ترجمه قرآن به زبانی شیوا، روان و ساده برای مخاطبان کلام خداست.
ترجمه تطبیقی او از قرآن کریم در زمستان ۱۴۰۱ به همت نشر «نی» وارد بازار کتاب شد و حالا کمتر از سه سال از چاپ نخست، طی روزهای گذشته و برای سومین بار با ویراستی جدید تقدیم مخاطبان شده است. ترجمهای که طی سالهای نگارش و پس از نشر آن مورد استقبال، توجه اهل فن، چه آنان که دستی بر آتش ترجمه قرآن داشتند و چه آنهایی که در حوزه پژوهشهای قرآنی و فقهی صاحبنظر بودهاند، قرار گرفت. تا آنجا که استاد خرمشاهی مترجم قرآن این ترجمه را «تاج التراجم» نامید و آن را برگردانی کم نظیر از قرآن کریم و برکتی برای ایرانیان برشمرد. همچنین این ترجمه، مورد تحسین و توجه مقام معظم رهبری قرار گرفت.
کوشا در این گفتوگو با بیانی شیوا و در عین حال صریح از تاریخچه ترجمه قرآن، تلاش دنبالهدار مترجم برای بیان مفهوم درست به زبان درست به مخاطب، مسائل جاری برای ترجمه قرآن، کمتوجهی اهالی پژوهش به ترجمه قرآن، بایستهها و شروط ترجمه خوب از کلام خدا، سلیقهگرایی در حوزه تقدیر و توجه به آثار قرآنی و … پرداخت. مشروح گفتوگوی ایکنا با این مترجم کوشای قرآن کریم را با هم میخوانیم:
ایکنا – در آغاز سخن با توجه به سالیان متمادی که عمر شریفتان را در راه ترجمه قرآن سپری کردهاید، بفرمایید به نظر شما امروزه که زمینه ارائه ترجمههای جدید از قرآن و متون قرآنی رونق دارد چه راهی باید در پیش گرفت تا این آثار بتوانند مخاطبان را به خود جلب کرده و حرف تازهای برای ارائه داشته باشند؟
برای ورود به این صحبت باید مقدمهای به منظور بیان اهمیت امر ترجمه ارائه کنم. ترجمه عبارت است از برگرداندن متنی از زبانی به زبان دیگر با رعایت قواعد دو زبان مبدأ و مقصد. در ترجمه، زبانی که متن آن به زبان دیگر برگردانده میشود، زبان مبدأ (مانند عربی متن قرآن) و زبان دیگر، مثلاً فارسی «زبان مقصد» نامیده میشود.
در ترجمه قرآن به دو عنصر اساسی باید توجه ویژه مبذول داشت؛ نخست، عنصر ادب شامل صرف، نحو، لغت و اشتقاق. دوم عنصر، شامل معانی، بیان و بدیع. منابع آموزش علوم ادبی معمولاً کتابهایی مانند جامع المقدمات، النهجة المرضیه (سیوطی)، مغنی اللبیب ابن هشام شرح جامی هستند و منابع آموزش علوم بلاغی کتابهایی مانند مطول تفتازانی، مختصرالمعانی (خلاصهای از مطول) و جواهرالبلاغه (که اخیرا در این حوزه مطرح است). همچنین مترجم باید آگاه باشد که ترجمه مورد نظر او، چه نوع ترجمهای از میان انواع چهارگانه ترجمه (تحت اللفظی، تطبیقی، تفسیری و مضمونی) است.
امروزه توجه به فن ترجمه قرآن به زبانهای مختلف مانند انگلیسی، آلمانی، روسی، چینی، اسپانیولی و خصوصا زبان فارسی از ملزومات فرهنگی حوزه و دانشگاه است، زیرا هر دو در حوزه زبان و ادبیات عرب و علوم قرآنی فعالیت دارند و از این روست که باید به فن ترجمه قرآن توجه شایانی داشته باشند، تا طلاب و دانشجویان علاقهمند بتوانند رسالت رساندن پیام قرآن به زبانهای مختلف را عهدهدار شوند و با کسب مهارت در فن ترجمه قرآن به جبران کاستیها، پر کردن خلأهای موجود در این زمینه و تصحیح ایرادات ترجمههای موجود بپردازند. اکنون با گسترش چشمگیر علوم انسانی، توسعه روزافزون ارتباطات و ارتباط تنگاتنگ فرهنگها و تأثیر بسیار آنها بر اندیشهها، القای شبهات و خردهگیریهای خرد و کلان دانشورانی از سراسر جهان (چه با سوءنیت و چه به قصد دانستن) بر قرآن، باید زنگ هشداری تلقی شود تا متولیان امور فکری و فرهنگی در زمینه تبلیغ کتاب آسمانی راهکاری درست و اثربخش جسته و حقیقت دین را از منبع اصلی آن یعنی قرآن به صورت ترجمههای استوار و یا تفسیرهایی قابل فهم برای تمام اقشار جامعه عرضه کنند.
من در زمینه ترجمه قرآن به زبان فارسی سالها به مطالعه و پژوهش پرداخته و برای ارائه صحیح انواع ترجمههای چهارگانه یعنی ترجمههای تحت اللفظی، تطبیقی، تفسیری و مضمونی فراوان تلاش داشتهام و سالها به آموزش طلاب و تدریس در این زمینه و مبحث فن ترجمه در حوزه علمیه قم و مخصوصاً در مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) (که از مراکز قرآنپژوهی در زمینههای فقهی و کلامی تفسیری حوزه علمیه قم به شمار میرود) مشغول بودهام، این اقدامات مورد استقبال مسئولان امور، اساتید و طلاب حوزه علمیه قم قرار گرفته است. محصول کار نیز در قالب چندین کتاب منتشر شده است که یکی از آنها «ترجمهآموزی قرآن کریم» است که چندین سال پیش به همت نشر احسان تقدیم مخاطبان شده است، دیگری «پژوهشی در ترجمههای برتر قرآن کریم» است که از سوی نشر کتاب مبین منتشر شده است. یک مورد نیز به پیشنهاد وزارت ارشاد با عنوان «سورآبادی و تفسیرش» به چاپ رسید و مورد استقبال بسیاری از اهل فن قرار گرفت. همچنین دو سال گذشته «شیوهنامه ترجمه قرآن» با همکاری نشر نی در ۲۲۰ صفحه منتشر شده است که چاپ اول در شُرف اتمام است.
ایکنا – با تشکر از مقدمه مبسوط جنابعالی، شما همواره و در مواضع مختلف به موضوع اثربخشی ترجمه برای نسل جوان، شیوایی و روانی متن ترجمه و توجه آن به مسائل ادبی و بلاغی، ارائه وجوه تازهای از قرآن در ترجمههایی که تازه منتشر میشوند اشاره داشتهاید و خود نیز در اثر درخشان خود آنها را رعایت کردهاید. در این رابطه با ما سخن گفته و بفرمایید که مترجم قرآن برای تأثیرگذاری بر نسل امروز چه مسائلی را باید در نظر داشته باشد؟
آیات را به گونهای ترجمه کند که با خرافات ذهنیاش منطبق شود، که این کار درستی نیست.
علاوه بر این شروط، آشنایی کامل با ادبیات دو زبان و تبحر لازم در صرف، نحو، بدیع، بیان و اشتقاق برای مترجم امری لازم و ضروری است. من این شش شرط را کافی میدانم. هرچند هرچه شرایط بیشتری رعایت شود، بهتر است.
در ترجمه قرآن باید نثر معیار نیز مورد توجه باشد، نثر معیار نثری است نباید متروک، منسوخ، مهجور یا غریب باشد. نباید زوائد لفظی، متکلفانه، تصنعی یا دارای الفاظ نامأنوس باشد. همچنین نباید فارسی زده و عربی زده باشد، یعنی نباید از فارسی سره استفاده کند که برای مردم زمان ما نامفهوم است. نثر معیار باید رسا، گویا، روان، وافی به مقصود و تا حدودی آراسته به محسنات لفظی و ظرافتهای هنری باشد.
در این زمینه نثر ترجمههایی مانند ترجمه عبدالمحمد آیتی (که روان و زیباست)، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی (که پرجاذبه و زیباست) و ترجمه مرحوم آیتالله صالحی نجفآبادی از نمونههای خوب به شمار میروند. از میان حدود دویست ترجمه بررسی شده، حدود پانزده ترجمه امتیازات بالاتری دارند که در میان آنها، نثر ترجمه بهاءالدین خرمشاهی و عبدالمحمد آیتی نثر معیار مفیدی محسوب میشوند.
ایکنا ـ از دیدگاه شما بهترین و شیواترین ترجمههای قرآن در این روزگار کدامند؟
هر مترجمی نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد، مثلاً ترجمه استاد خرمشاهی، مرحوم آیتی، آیتالله صالحی نجفآبادی، مرحوم زینالعابدین رهنما، مرحوم ابوالقاسم پاینده، مرحوم فولادوند، غلامعلی حدادعادل، سیدعلی موسوی گرمارودی، حسین استادولی، استاد مجتبوی، آیتالله مکارم شیرازی، مسعود انصاری، محمود صلواتی، علیاکبر طاهری قزوینی، ابوالفضل بهرامپور و علی کرمی همگی ترجمههایی روان و شیوا ارائه دادهاند که به طور کلی قابل قبول هستند. این ترجمهها فارغ از برخی جزئیات فنی در واژهیابی، تشخیص لازم و متعدی، مفرد و جمع و مواردی از این دست، از نظر نثر و روانی قابل توجه و قابل استفاده هستند.
در مورد ترجمه خود، به ویژه در ویراست سوم، تمام تلاشم بر این بوده که معایب مشاهده شده در دیگر ترجمهها در این اثر وجود نداشته باشد شاید برخی موارد آن منحصربهفرد باشد. از نقاط قوت این ترجمه میتوان به رعایت قواعدی مانند «تضمین» و «احتباک» (حذف) در سراسر متن اشاره کرد که معمولاً در ترجمههای دیگر بدان توجه نشده است. همچنین در معادلیابی کلمات دقت بسیاری شده است. برای مثال، عبارت «سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ» را نمیتوان تحتاللفظی به «در میان دستانشان فرو افتاد» ترجمه کرد، زیرا این یک اصطلاح در میان عرب است و معنای واقعی آن «پشیمان شدند» است. یا در مورد «أَهْلَ الْکِتَاب»، دکتر ابوالقاسم امامی آن را به «نامهداران» ترجمه کرده است که برای مخاطب امروز گویا نیست و باید به گونهای ترجمه شود که مفهوم «یهودیان، مسیحیان و مجوسیان» را برساند.
برخی اصطلاحات قرآنی نیز اساساً قابل ترجمه تحتاللفظی نیستند و باید به همان صورت اصلی خود باقی بمانند؛ اصطلاحاتی مانند «ایمان»، «انفاق»، «غیب»، «ام القری»، «رُوحُ القُدُس»، «سدرة المنتهی»، «لَوْحٍ مَحْفُوظ» از این دسته هستند که فقط نیاز به توضیح دارند و باید در پانوشت به آنها پرداخت.
تمام این نکات و دقایق در «شیوهنامه ترجمه قرآن» آمده است و همچنین در مؤخره ترجمهام، در ۳۳ بند به تفصیل شرح دادهام. در تهیه ویراست سوم ترجمه، از پیشنهادات و نکات ارزشمند اساتید و صاحبنظران بسیاری استفاده کردهام.
ایکنا ـ خداوند خیر و توفیق همواره خدمت به قرآن را به شما عطا نماید. به عنوان یکی از پژوهشگران پیشکسوت، نامدار و بهراستی خستگیناپذیر و کوشا در حوزه علوم قرآنی و با توجه به اینکه پژوهش و مطالعه در زمانه ما، نسبت به دورانی که شما کار تحقیق را آغاز کردید، حتی نسبت به سالیان اخیر دگرگون شده است، هوش مصنوعی و فناوری همه عرصهها را درنوردیده و گویی به جای ما فکر میکند، تصمیم میگیرد و برنامهریزی میکند، چه توصیهای به آن دسته از پژوهشگران جوانی که علاقهمند انجام فعالیت مؤثر در حوزه علوم قرآنی هستند، دارید؟
مشکل اصلی از اینجا ناشی میشود که ما به قرآن، آن اندازه که به فقه و اصول، کلام و فلسفه توجه کردهایم، توجه نکردهایم. به عبارت دیگر، قرآن «غریب» بوده و هنوز هم غریب است. متأسفانه جامعه ما در جذب متخصصان واقعی در هر رشتهای – از جمله این رشته – ناتوان است. بودجههای کلانی به برخی مؤسسات فرهنگی تخصیص مییابد، در حالی که من به تنهایی و بدون حتی کوچکترین کمک مالی کار خود را پیش بردهام.
برای مثال، اگر من امکانات مالی داشتم، یک مرکز ترجمه (دارالترجمه) در قم تأسیس میکردم و بهترین مترجمان را گردهم میآوردم یا استعدادهای جوان را پرورش میدادم و آنها را به طور تخصصی به عرصه ترجمه قرآن وارد میکردم. اما این بودجهها به جایی میروند که بازدهی و خروجی ملموس و کارآمدی ندارند.
وضعیت شخصی من گواه این مشکل است؛ نزدیک به ۳۰ بار ترجمه خود را با هزینه شخصی پرینت گرفته و مجدداً مطالعه کردهام. همه اینها، با یک درآمد اندک و زیر فشارهای روحی فراوان انجام شده است. در حقیقت اینجانب در مضیقه مالی بودهام و هنوز هم هیچ امکاناتی در اختیارم نیست.
من کار آقای کاظم بجنوردی را که خدا حفظش کند، میستایم. ایشان کار بیسابقه و فوقالعادهای در ارائه دایره المعارف بزرگ اسلامی انجام دادهاند، اما اکنون بودجه لازم برای ادامه کار را ندارند. این در حالی است که فردی مانند ایشان سزاوار پشتیبانی کامل است.
حقیقت این است که من حتی امکانات اولیه برای جذب و تأمین زندگی ۳ نفر نیرو را ندارم تا آنها را به سمت کار ترجمه سوق دهم و این یکی از مشکلات اصلی فعالیت حرفهای در این مسیر است.
ایکنا ـ درباره این اثر با مقام معظم رهبری سخنی مطرح نکردهاید؟
در ایامی که ویراست دوم ترجمه را آماده میکردم، روزی تلفنم زنگ خورد. شماره نیفتاد، گوشی را برنداشتم، دوباره تماس گرفتند و بعد از پاسخ متوجه شدم از دفتر رهبری تماس گرفتهاند و آقای محمدی نامی گفتند: «مقام معظم رهبری مطلبی درباره ترجمه شما فرمودهاند شما می توانید عین آن را یادداشت کنید. من هم آن را یادداشت کردم. ایشان فرموده بودند: «ترجمه بسیار خوبی است. سلام و تشکر مرا به مترجم ابلاغ کنید. من در این ماه مبارک رمضان تلاوت قرآنم را براساس این ترجمه قرار دادهام. هم ترجمه و هم پانوشتها خیلی خوب است».
